در پی توسعه روابط تجاری و بازگانی، بروز اختلافات ناشی از این معاملات تجاری و بازرگانی هم گسترش یافته است. یکی از مسائلی که همواره مورد توجه طرفین یک رابطه تجاری می‌باشد، این است که اختلافات راجع به آن رابطه حقوقی به چه کیفیتی و با چه راهکارهایی باید حل و فصل شود. بدیهی است اگر این اختلافات با شیوه‌های مناسب و سریع رسیدگی نشود، پیامدهای زیانبار فراوانی از جمله: اتلاف وقت، توقف سرمایه در گردش و ورود خسارت برای طرفین می‌شود.

یکی از موانع مهم روان‌سازی تجارت در بین دست‌اندرکاران این حرفه مساله اختلافاتی است که خواه‌ناخواه به وجود می‌آید. در دادگستری به‌دلیل اینکه دعاوی تجاری ( وکیل دعاوی تجاری ) جنبه تخصصی و پیچیده‌ای دارد، کمتر آمادگی حل و فصل این اختلافات را دارند. تجار در سطح بین‌المللی نیز معمولاً رغبتی به حل و فصل دعاوی و اختلافات در معاملات تجاری خود از طریق سیستم‌های قضایی کشور خود ندارند و علت آن، اطاله دادرسی در محاکم، تخصصی بودن امر و عدم شناخت قضات برای بررسی و رسیدگی دقیق اختلافات می‌باشد؛ لذا بازرگانان غالباً روش‌هایی دیگر از قبیل: سازش، میانجیگری در مذاکرات و گفتگو جهت مصالحه و توافق در داوری را برای حل و فصل اختلافاتشان پیش بینی می‌نمایند که راهکار داوری و حکمیت (رسیدگی توسط داور) از رایج‌ترین این روشهاست.

بررسی دعاوی تجاری

در مورد دعاوی تجاری اکثر اوقات قانون تجارت تعیین کننده است و دعواهایی که مطرح می شود اکثرا از قراردادهای تجاری نشات می گیرد. در قوانین تجارت ویژگی های تجاری در نظر گرفته شده که از آن جمله سرعت اجرا و تضمینات خاصی است که  ذات دعاوی تجاری در مقایسه با دیگر مباحث حقوقی می طلبد و اینکه صرفا شخصی آشنا به قواعد و قوانین حوزه تجارت باشد کافی نیست و لازم است که عملا نیز در حوزه دعاوی تجاری فعالیت داشته باشد.

به همین دلیل است که وکیل دعاوی تجاری و بازرگانی آگاه به مقررات و قوانین تجاری  زمانی که به طور تخصصی در زمینه دعاوی تجاری فعالیت می کند و وکالت دعاوی تجاری را زمینه اصلی کار خود قرار داده است علاوه بر اینکه می تواند در مراحل  مذاکرات تجاری و بستن قرارداد که شروع رابطه و پیش بینی وقایع آینده است عملکرد خوبی داشته باشد بلکه می تواند در مطرح کردن یک دعوای تجاری و یا دفاع در یک دعوا موفق عمل کند.

مقررات چندین کشور بر دعاوی تجاری

زمانی کار دشوار می شود که قانون چند کشور حاکم بر قرارداد تجاری باشد و اینجاست که اگر وکیل دعاوی تجاری و بازرگانی به اصول و قواعد قانونی آشنا باشد این امکان را پیدا خواهد کرد که مقررات کشورهای دیگر را استنباط کرده و از آنها استفاده کند و اینجاست که وکالت دعاوی تجاری و بازرگانی  بسیار پراهمیت جلوه می کند و تجار می توانند با سپردن کار به یک وکیل دعاوی تجاری و بازرگانی از جانب دعواهای احتمالی که ممکن است پیش بیاید خیالش راحت باشد و تجارت خود را به خاطر پیگیری دعوا متوقف نکند که این خلاف اصول تجارت است.

نکته:

مشخصا رعایت شرایط دعوی و بازه های زمانی که به وجودآورنده یا از بین برنده حق می باشند مستلزم آگاهی کامل از قوانین تجاری و تجربه لازم در عرصه تجارت است که یک وکیل دعاوی تجاری وبازرگانی این آگاهی و تجربه را دارد و یقینا بهتر از تاجری عمل می کند که برای اولین بار با چنین موردی برخورد می کند. همینطور دعاوی تجاری در پی یک سری جریانات تجاری پیش می آید که هرکدام بر پایه دلیل و سند خاص خود می باشد و در کنار هم بودن این اسناد و مدارک، پی بردن به ریشه اختلاف و سند و مدرک مربوط به آن را پیچیده می سازد به خصوص اینکه ریشه بسیاری از اختلافات و دعاوی تجاری به دلیل تفاسیر نادرست از متن قرارداد یا قوانین تجاری می باشد.